.jpg&sa=X&ei=OlSQTo7VF9G58gO-rrE1&ved=0CAoQ8wc&usg=AFQjCNHPASFfzMzzb7ZZ7pT3enUuyYjm-g)
امشب میلاد مولای مهربانی است که زندگی را در خانواده ما دوبار با محبت امامانه اش جاری کرد.گرچه این دوبار عینیت داشت و الا اگر لطفش از ما سلب شود هر آن زندگی ما، با تباهی توام می شود.
امشب برای همه دعا کنید.
برای من هم دعا کنید.
.jpg&sa=X&ei=UFSQTrLpLcqk8QPKzaA9&ved=0CAkQ8wc&usg=AFQjCNGj77WfY-ox8sVWpPWukIeqwoAVOA)
شفایم نده آقا
بگذار سرم را بگذارم به دیوار این همه مهربانی.
بگذار تمام سپیده دمان روزها روی گونههایم شبنم باشد، و توی دلم غم موج بزند...
شفایم نده آقا.
این غم نیست.
این ترس است... میترسم.
میترسم آقا. میترسم شفایم بدهی.
میترسم شفایم بدهی و از تو دور شوم.
میترسم شفایم بدهی و آنوقت این رشته که به پنجره خانه تو گره خورده است و دست طلب من ناگهان باز شود و از تو دور شوم... مثل خیلی از این آدمها که با چشمهای خودشان میبینند و با پاهای خودشان راه میروند، اما به تو وصل نیستند.
ترس ترسناکی است ترس جدایی از تو. بگذار این پرنده بال زخمی هرشب و هرروز سرش را به این پنجره بگذارد و خیال پریدن را در آستان تو تجسم کند. فکر میکنم که این تجسم از هر پریدنی شیرینتر است.
این همان خوابی است که آدم را به بهشت میبرد.
کدام بهشت از آسمان مهربانی تو رؤیاییتر؟ کدام بهشت زیباتر از خیال آسمان تو؟ کدام بهشت مهربانتر از خیال مهربان دستهای نازنین تو آقا!
باز نکن این بند را آقا! این بند را دوست دارم.
این بند که دستم را گره میزند به پنجره خانه تو. به بازترین پنجره دنیا.
پنجرهای که رو به تکهای از بهشت اوست؛ ضریح تو آقا! این بند را که دستهای ناتوانم را گره میزند به پنجره فولاد خانه تو. پنجرهای که اسمش از فولاد است و جنسش از رؤیا و مه و شبنم... پنجره که جنس فولادیش گلبرگها را خجل میکند آقا! این بند را دوست دارم، کدام بند آزادتر از امیدی که به این پنجره گره زدهام؟
باز نکن این گره را آقا! بگذار این گره کور بماند آقا! بگذار این گره کور بیناترین عشق را به چشمهایم بریزد و با خیال این رؤیا همه جا را از نور ببینم آقا! بگذار این گره کور چشمهای این دل نابینا را باز کند به روی این خورشید گرمابخش. با این گره کور انگار چشمهایم به دریای معرفت شما بیناتر است آقا!
شفایم نده آقا! میترسم پا که بگیرم بروم. بروم که بروم. از تو دور شوم. پاهایم را تو بدهی و راهی را بروم که از تو دور باشد. از خانه مهربانیت که پناهگاهم است دور شوم.
مرا نگاه کن آقا! چشمهای پر از نیاز و دستهای پر از تمنایم را ببین و بگذار دستهایم همیشه به دامان مهربانیت وصل باشد. بگذار تمام سال را توی خاکهای سرد زمستان خواب قدمهای خورشیدی تو را ببینم که میگذاری روی خاک و بهار میشود.
بگذار تمام روزها دستهایم مثل ساقههای نازک عشق به قامت توسل تو بپیچد و نیفتد. گره بزن دلم را به تکتک پنجرههای خانهات و نگذار این گره که با دستهای خودم به شوق بازشدن، زدهام بازشود. این گره به شوق بازشدن گره نخورده است. این بند را گره زدهام تا اگر دامنکشان آمدی تا بگشایی دیدن دستهایت شفایم دهد
آقا! نگذار این بند بازشود.
بگذار این گره کور بماند تا چشمهای این دل همیشه بینا باشد.
رخصت رفتن نده آقا!
نگذار این پاها شفا بگیرد و برود.
نگذار برود، مبادا که راه خانه تو را گم کند.
شفایم نده آقا!
* طیبه سیدی
احمد مسجد جامعی در گفتگو با فصلنامه ارتباطات گفت: در دوره وزارت من سمفونیای با نام «سمفونی خسوف» تولید و اجرا شد که راجعبه حرکت حضرت سیدالشهدا از مکه تا وقایع شب عاشورا بود. این سمفونی را آقای شریفیان نوشت و آقای چکناواریان اجرا کرد و اولین سمفونی آئینی هم بود که اجرا میشد. این سمفونی در غربت اجرا شد. پنج شب در تالار اجرا شد اما صداوسیما و روزنامهها به آن نپرداختند و بازتابی ندادند؛ حتی انتقاد هم شد که حالا این چه کاری است که انجام میشود. این در حالیست که ما حتی ملاحظاتی هم داشتیم؛ مثلاً پیشنهاد شده بود اسم سمفونی «عاشورا» باشد ولی من گفته بودم اسمش را تغییر دهند، چون «عاشورا» باید مطلق بماند ولی هیچوقت به ذهنم نمیرسید اسم یک سمفونی را بگذارم «امام رضا(ع)».
من فکر میکنم این اسامی بزرگتر از این هستند که آنها را روی چیزی بگذاریم. ما در مقام مجری و مسؤول، تازه ملاحظاتی از این دست هم داشتیم. وی ادامه داد: وقتی دولت عوض شد، همین آقایانی که انتقاد میکردند، در مراسمی رسمی در تالار وحدت -با حضور وزیر وقت و رئیس مجلس- از آقای چکناواریان به عنوان آهنگسازی كه بيشتر آثار هنری خود را بر اساس اشعار حماسی فردوسی و منظومههای عارفانه نظامی گنجوی نوشته و اجرا كرده، تجليل کردند و به او جایزه دادند، خبر و عکسش را چاپ کردند و در روزنامهها بازتاب دادند. بعد هم سمفونی پیامبر اعظم(ص) و امام رضا(ع) را اجرا کردند و اصلاً سمفونیهای آئینی باب شد.
البته بماند که ساختن سمفونی اصولی دارد و همینجوری نمیشود به سرعت سمفونیهای مختلف آنهم با این سبک ساخت. بعد هم مراسم گرفتند و از سازندگان سمفونی تقدیر کردند و خیلیهای دیگر هم حضور داشتند اما مثلاً در زمان اجرای سمفونی خسوف در دوره ما و به بهانه اینکه چرا هنرمندی چون آقای چکناواریان در عرصه هنری فعالیت میکند، یکی از روزنامهها در یادداشتی با اعتراض به سیاستهای ارشاد نوشته بود: «سنگها را بسته و سگها را گشادهایم»؛ موضوع انتقاد آن روزنامه این بود که چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به هنرمندانی نظير چکناواريان در آن سالها اجازه داده اثر هنریشان اجرا يا عرضه شود يا حتی جلوی آن را نگرفته است. این یک نمونه است و نمونههای دیگری نیز وجود دارد.
دل من زائر مادر زاد است
از قدمگاه تو معلومم شد
این زمین ارض رضاآباد است
امشب خورشید سعادت روی خود را به ما می نمایاند
شادی ام برای میلاد ولی نعمتم که افتخار حضور بر سفره کرامتش را با همجواری اش عجین کرد، آن چنان مستم کرده است که زبان و قلمم یارای نوشتن برای او را ندارد
آقا جان تولدت مبارک
خیلی دلم می خواد بشینم و چند کلمه ای با مولای خودم درددل کنم.
امام حیف که فرصت نیست

صداي آرامي دارد استاد، هر جا که باشد گرم و صميمي سلام مي دهد. اينجا خانه استاد است.
استاد مي گويد: هر وقت که دلتنگ که مي شوم، مي آيم خانه امام هشتم(ع).
اين حس غريب اعتماد کردن و دل سپردن به يک منبع عظيم آرامش، پيرمرد را از همان کودکي به دنياي نقشها و رنگها کشانده است. خودش تعرف مي کند با خطوط موازي و مدوري که بر صفحه ها نقش مي گرفته روح عشق هم در او زنده مي شده.. و هنر از همان زمان و از کودکي در او پا گرفته تا آنجا که حالا خيلي از آثار موزه اي لحظه هاي شيرين از مرد خوش قلبي را به يادمان مي آورد که طراح ساخت ضريح جديد امام رضا(ع) بوده است. مردي که کلکسيوني از بهترينها را در موزه به يادگار گذاشته است تا هر بار کسي به تماشاي تابلوهاي مينياتوري و بديعش نشست، استادي را به خاطر آورد که در تذهيب و کشيدن نقشه قالي و نقشه کاشي تخصصي خاص دارد.
وسواس و دقت را در تمامي آثار استاد مي شود ديد؛ وسواس مردي که خيلي آرام کار مي کند اما پشت هر اثرش حجم باور نکردني از کار مداوم و دقت آرماني نهفته است. همراه با ارادتي که خرج همه کارهايش مي کند. براي همين است که جدا از صبغه هنري، راستي و صداقتي که دارد، او را روزبه روز به هدفش نزديکتر مي کند.
به اعتقاد استاد، نگارگري هميشه با قابليتهاي خاصش ظرفي مناسب براي ارائه مفاهيم و مذهبي بوده است.

سنت عزاداری برای سید الشهدا(ع) از دیر باز توسط پیشوایان شیعه تبلیغ و اهداف قیام آن حضرت برای همگان تبیین شده است.
"عاشورای رضوی" عنوان مقاله ای است که به زمینه های فعالیتهای حضرت رضا(ع) در این راستا می پردازد...
جمشيد مشايخي:
امام رضا(ع) جايگاه ويژه اي براي همه ما مسلمانان و حتي پيروان ساير اديان آسماني دارد. به عقيده من، اين علاقه و محبت نشأت گرفته از وجود مهربان خود امام رضا(ع) به عنوان امامي رئوف است. در لحظات زندگي من هم خاطراتي از زيارت امام رضا(ع) ثبت شده است و ناب ترين اين خاطرات بر مي گردد به دوران کودکي ام که بارها به زيارت امام هشتم(ع) آمده ام. آن وقتها زيارت رفتن حال و هوايي ويژه داشت. مثل امروز امکانات سفر راحت مهيا نبود و بايد با درشکه و اسب سفر مي کردي. طي مسافت طولاني براي رسيدن به مشهد و زيارت حضرت لطف خاصي داشت که حتماً آنان که مثل من اين تجربه دلچسب را دارند، اين توصيفها را درک مي کنند. سفرهاي زيارتي به سمت مشهد معمولاً بين 2 تا 3 ماه طول مي کشيد و گاهي هم بيشتر. وقتي وارد مشهد مي شدي، گوشه اي دنجي بود که در اطراف حرم به چشم مي آمد با آن بازارهاي رنگارنگ. از همه شهر و ديارها براي زيارت مي آمدند. درست مثل حالا، ولي آن وقتها مشهد به گستردگي امروز نبود. براي همين مسافران به راحتي چندين بار در طول زيارت رفتن همديگر را مي ديدند. اين هتلها و آپارتمانهاي بلند وجود نداشت و از هر طرف که مي ايستادي، بارگاه حضرت ديده مي شد. يادش بخير... چه صفايي داشت زيارت رفتن آن روزها. اما امروز هم زمان براي ماندن در مشهد و زيارت کردن کم است و هم مشهد شلوغ شده. اما آنچه اهميت دارد، نگاه و عنايت حضرت رضا(ع) است که ذره اي از آن کم نشده و نمي شود.
دکتر حسين الهي قمشه اي :
امام رضا(ع) علاوه بر ساير ويژگيهاي منحصر به فرد شخصيتي، توانايي ارتباط با دانشمندان و سران ساير مذاهب و مکاتب را داشت.
ايشان براي پرسشهاي عالمان اديان و مکاتب، پاسخ درخور داشت و بر مبناي اعتقادي شخص مخاطب سخن مي گفت و استدلال مي کرد. اين مسأله نشان از توانمندي علمي امام دارد. حضرت با اهل تورات، به توراتشان، با رهروان انجيل به زبان انجيل و با حاملان زبور به شيوه زبور سخن مي گفت و سرانجام با هر فرقه و گروهي با مباني خود آنها سخن مي گفت و به روش خودشان دليل مي آورد. چنانکه محمد بن حسن نوقلي از اصحاب حضرت مي گويد: وقتي امام به مرو آمد، مأمون به وزيرش فضل بن سهل دستور داد تا چهره هاي سرشناس علمي و رهبران مذاهب و فرق مختلف را که در علم مناظره و جدل از ديگران ممتاز بودند، فرا خواند و در روزي معين مناظره اي ترتيب دهد. فضل از جاثليق، رأس الجالوت، دانشمندان صائبي، هرابده، اصحاب زرتشت، قسطاس رومي و گروهي از متکلمان دعوت کرد. اجلاس مقدماتي با حضور خليفه برگزار شد و مأمون از آنها خواست تا حد توان امام را تحت فشار پرسشهاي پي در پي قرار دهند تا مقام علمي آن حضرت را زير سؤال ببرد.
امام به جلسه دعوت شد و مي دانست که مراد مأمون از اين جلسه چيست. آنگاه امام بحث را در اين مناظره شروع کرد. پرسش همگان را يک به يک و به زبان خودشان پاسخ گفت: با صاحبان مکاتب استدلال کرد، از فلسفه سخن گفت و توحيد و عقل. سرانجام اجلاس بر سرافکندگي دانشمندان شرکت کننده و پشيماني خليفه انجاميد. اما مقام علمي حضرت و تسلط ايشان به زبان، آرا و انديشه هاي ساير مردم همچنان از آن روزگار تا امروز درخشنده و تابانک مانده و خواهد ماند...

استاد علي معلم دامغاني:
دعبل خزاعي، با اشعار پرحماسه و گل واژه هاي ناب کلامش که انديشه هاي بلند تشيع را به نسيم ياد خاطره ها مي سپرد، مشهور است.
يکي از شکوهمندترين مناظري که اين شاعر فرهيخته در نماي اشعار خود آفريد، سروده اي است که آن را در محضر علي بن موسي الرضا(ع) بازخواند. دعبل در اين قصيده حماسي، سخن از بي مهري زمان و مدارس دور مانده از مدرسان وحي آغاز کرد تا به اين ابيات رسيد: «سرانجام امامي قيام خواهد کرد.
او به تأييد اسم اعظم الهي و برکات سفر آسماني اش به پا مي خيزد. او حق و باطل را از هم جدا مي کند و همه را بر پليدکاري ها و کينه توزي ها کيفر مي دهد.» وقتي دعبل شعرش را به پايان برد، امام رضا(ع) در سخني که تا ابد لهيب غم انگيزي بر دل دوستانش نشاند، فرمود: «اي دعبل! آيا دوست داري دو بيت بر قصيده ات بيفزايم؟! دعبل گفت: آري اي پسر رسول خدا افتخار مي کنم.»
آنگاه امام فرمود: «و قبري در توس که صاحبش مصيبتهاي بسيار مي بيند و رنجهايي که دلها را اندوهناک مي کند.» دعبل پرسيد: آنجا قبر کيست؟! امام فرمود: «آنجا قبر من است. دير زماني نخواهد گذشت که مدفن من مکان رفت و آمد شيعيان و دوستانم خواهد شد.»
و امروز مشهد ميعادگاه عاشقان بسياري است که از راه هاي دور و نزديک به پابوسي امام هشتم(ع) مي آيند و زيارت سرشار از عشق و رأفت امام مهربان، حضرت رضا(ع) را تجربه مي کنند.
اميد که سفر به اين سرزمين آسماني نصيب همگان شود...

شاهرخ استخری:
همه افرادي که به زيارت امام رضا(ع) رفته اند، انبوهي از خاطرات شيرين و دوست داشتني در ذهن شان ثبت شده است، که هر کدام خاطره اي خاص و انحصاري هستند. درست مثل خاطره من، که هر وقت يادم مي آيد، کلي انرژي و روحيه مي گيرم.
چند سال پيش روز تولدم مصادف مي شد با روز تولد حضرت رضا(ع) من هم سرگرم کارهاي هميشگي ام بودم. خانواده و دوستانم قصد داشتند من را به يک جشن تولد ويژه ميهمان کنند.
يادم هست که همه کارها را انجام داده بودند، از خريد بليت هواپيما بگيريد تا رزرو هتل و....
يک شب مانده بود به تولد امام رضا(ع) که اتفاقاً شب تولد من هم نزديک بود که همان شب به اتفاق خانواده و
چند نفر از دوستانم راهي مشهد شديم و وقتي رسيديم همه با هم به زيارت امام رضا(ع) رفتيم که اين زيارت بهترين خاطره من است که هرگز آن را از ياد نمي برم.
در مدت اقامت در مشهد چندين مرتبه به زيارت رفتيم و از ايشان خواستم هميشه به من کمک کنند که در مسيري باشم که حضرت دوست دارند... .
با پوزش از ساحت مقدس حضرتش و دوستان بلاگر در تاخیر حضور در "حریم ملکوت" ازاین ساعت با یادداشتهای کوتاهی از چهره های علمی، فرهنگی و هنری درباره امام هشتم با شما خواهم بود.
یا علی...
آفتاب هشتم پیشکش به ساحت قدسی مولی و و لی نعمتم

امروز روز زيارتي امام هشتم است ...
************
يك كارشناس مذهبي در گفتگو با قدس تأكيد كرد؛
هجرت امام رضا(ع)؛ تحقق آرزوي «ايران سلماني»
بشر براي رسيدن به سرمنزل مقصود و دست يافتن به تكامل همواره به وجود الگوهايي كامل و الهي نيازمند بوده است تا سره را از ناسره تشخيص دهد و مسير هدايت را برايش روشن سازند.
انسان كامل، در منظومه معرفت بشري بهترين الگوي بشر در رسيدن به آن چيزي است كه از آن به هدف خلقت بشر ياد مي شود. در شريعت اسلام، انسان كامل همان پيامبر و امامان معصومند كه با تمسك به آموزه هاي الهي راه درست زيستن را در قالب برنامه هاي زندگي به ما ارايه كرده اند.
آنچه دستمايه ما براي اين مصاحبه شد ضرورت بهره مندي از امام معصوم(ع) در همين مسير است و اينكه براي نيل به اين هدف چه بايد كرد؟ بي شك يكي از «چه بايد كرد»هاي مورد نياز ما بزرگداشت امامان معصوم(ع) يا همان انسان كامل است. بيست و سوم ذيقعده كه روز زيارتي امام رضا(ع)، ناميده شده بهانه اي شد تا به طرح راهكاري براي شناخت بيشتر امام هشتم(ع) كه تنها يادگار سلسله اولياي الهي در ايران زمين است، پرداخته شود. حجةالاسلام والمسلمين سيد صمصام الدين قوامي، نويسنده و پژوهشگر، در گفتگوي پيش رو به طرح ايده خود در چگونگي بزرگداشت ثامن الحجج(ع) پرداخته است كه در ادامه مي آيد....
ادامه مطلب را در روزنامه قدس بخوانید...
اي دل من آتشين آهي برآر
تا بسوزي دامن اين روزگار
روزگار مردمي ها سوخته
چهره نامردمي افروخته
كينه ها در سينه ها انباشته
پرچم رنگ و ريا افراشته
دشت سبز اما ز خار و كاكتوس
وز تبر شد هيمه عود و آبنوس
آب دريا تن به موج كف سپرد
موج دريا اوج را از ياد برد
جان به لب شد از رياكاري شرف
خوب بودن مرد و بودن شد هدف
آب هم آيينه را گم كرده است
سنگ در دل ها تراكم كرده است
تيرگي انبوه شد پشت سحر
صبح در آفاق شب شد دربه در
نغمه هاي عشق هم خاموش شد
اين قلندر باز شولاپوش شد
ارغوان روي او كم رنگ شد
پرنيانش همنشين سنگ شد
خاك را از خار و خس انباشتند
ياس را در كرت شبدر كاشتند
نامرادي را دوا در كار نيست
مهر دارو، در دل بازار نيست
گر دلي مجروح گردد از جفا
نيست گلخندي كه تا يابد شفا
نسخه اي نو در فريب آورده اند
بوسه، دارويي كه پنهان كرده اند
در دل اين روزگار پرفسوس
عاشقان را كو پناهي غير توس
اي شفا بخش دل بيمار ما
چاره اي كن از نگه در كار ما
خيل صيادان كه در هر پشته اند
آهوان دشت ها را كشته اند
تا نهد دل در رهت پا در ركاب
اشك پيش افتاد و دل را زد به آب
از الستی که دم ایجاد است
دل من زائر مادرزاد است
از قدمگاه تو معلومم شد
این زمین ارض رضا آباد است
آهن از فیض تو گوش شنواست
شاهدم پنجره فولاد است
درد ناگفته به گوش تو رسد
لهجه بی ادبان فریاد است
بس که راه حرمت شیرین است
تیشه از ذوق شما فرهاد است
(رضا جعفري)
... ببين رد پاي كدام تمنا اين همه بار، اين همه دفعه، خيابانهاي منتهي به يك مقصد را به تكرار مي رود و مي آيد و باز سماجت اشتياق، دست از سرش بر نمي دارد.
تو امام تمام اين آهوهاي رميده اي كه هر روز دستشان را به ضريح طلايي ات گره مي زنند. گاهي فكر مي كنم حوصله مي خواهد خواندن سطر سطر كتاب گريه ها و اجابت اين همه نياز. اما تو، امام دلتنگيها و نااميديها و لاعلاجيهايي كه براي شفا و شفاعت، پي بهانه نمي گردي. تنها اشاره اي كافي است تا ما را كه گاهي پي غرور مي رويم، زير سايه ات پناه شوي. باران بيايد يا نيايد، تو چتر تمام دلهاي بي قراري. مدارا مي كني با ما آقا. شكوه شانه هايت را از گريه هاي ما دريغ نكن.

"دوران زندگی امام رضا( ع) پیش از ماجرای ولایت عهدی در امتداد همان چارچوبی بود که امامان پیش از وی برای حفظ بنیانهای اعتقادی شیعه و سازمان وکالت طراحی کرده بودند. چالشهای موجود برابر امامان، بیش از آنکه مسائل خارج از تشیع باشد، مسائل و مشکلات درونی بود. این قبیل مسائل شامل جلوگیری از انحرافهاي فکری و غالیان بود، بخشی در تبیین مسائل فقهی و عقیدتی برای شیعیان بود که تحت تأثیر دیگر فرقه های اسلامی قرار نگیرند. افزون بر این، حفظ سازمانی که با عنوان نظام وکالت از زمان امام کاظم(ع) شکل گرفته بود، بویژه در جهت جلوگیری از ورود عناصر سودجو و اخلالگر و فرصت طلب، مسؤولیت بسیار سنگینی بود. سابقه نشان داده بود کسانی هستند که صرفاً برای مطامع دنیوی، خود را به امامان نزدیک کرده، با ادعاهایی نظیر بابیت و وکالت، به خام کردن شیعیان نواحی مختلف پرداخته و جز آنکه به تصاحب اموال توده های شیعه مي پردازند، نوعی انحراف فکری و فرقه ای را نیز ایجاد مي کنند. ..."
آنچه خواندید بخشی از مصاحبه من با رسول جعفریان بود که در ویژه نامه حریم ملکوت (ویژه میلاد حضرت رضا(ع)) چاپ شده بود
خواندن این متن را به شما پیشنهاد میکنم ...
ادامه مطلب...
بی پناهم، خسته ام، تنها به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟

ملیحه پژمان: دکتر شاهین فرهت،آهنگساز، استاد دانشگاه و رهبر ارکستر سمفونیک ایران از سمفنونی امام رضا (ع) می گوید
نتها را یکی یکی می نویسد و کنار هم می چیند تا سرانجام سمفنونی امام رضا (ع) شکل می گیرد. یک گزارش حسی و موزیکال از لحظه لحظه زندگی امام هشتم (ع). او این کار را با الهام از امام و با عشق او انجام داده. از شاهین فرهت می گویم، متولد 1326، رهبر ارکستر سمفونیک ایران، عضو فرهنگستان علوم و استاد دانشگاه در ایران و خارج از کشور. دکتر شاهین فرهت پس از این اثر بزرگ، موفق به ساخت سمفونی پیامبر اعظم شده، اما توصیف لحظه هایی که سمفنونی امام رضا (ع) را کار می کرده، خیلی جالب است. او در مورد اولین جرقه ها در این خصوص می گوید: «سالها پیش در سوئد زندگی می کردم، تصمیم به نگارش سمفنونی در مورد امام رضا (ع) گرفتم تا اینکه از سال 81 این کار را شروع کردم و تابستان سال 83 به پایان رسید. برای ساخت یک اثر موسیقی مذهبی، تصمیم گرفتم با نام مقدس و بزرگ حضرت رضا (ع) شروع کنم. نظرات ایشان، مبارزات و مناظرات ایشان در راستای رسیدن به اعتلای انسانها یکی از اصول فکری مورد توجه من در تولید این اثر بوده است.» رهبر ارکستر سمفونیک ایران در ادامه می گوید....
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب...


